جعفر مهرکیان، باستانشناس و عضو هیأترئیسه نخستین انجمن باستانشناسی ایران در گفتوگو با خبرنگار میراثآریا، تعرض به نمادهای فرهنگی ملی و جهانی در زمان جنگ را اقدامی غیرقابل توجیه دانست و گفت: حمله آگاهانه یا حتی غیرمستقیم به بناها و محوطههای تاریخی، در حقیقت تعرض به حافظه تاریخی بشریت و هویت تمدنی ملتهاست.
او با محکوم کردن هرگونه آسیب به میراثفرهنگی در شرایط جنگی افزود: تمام بناها و محوطههای تاریخی باید در هر زمان از آمادگی لازم برای مقابله با تهدیدها برخوردار باشند. در کنار مسئولیتهای سازمانی و نهادی در حوزه میراثفرهنگی، ضروری است آموزشهای تخصصی برای نجاتبخشی آثار در شرایط بحران بهطور جدی در دستور کار قرار گیرد و مجموعههای فرهنگی و موزهای به سازوکارهای پدافند غیرعامل مجهز شوند.
این باستانشناس با اشاره به اینکه در طول تاریخ، جنگ همواره با مفاهیمی چون ویرانی، خرابی و مرگ همراه بوده است، تصریح کرد: هرجا نام جنگ به میان میآید، واژههایی هولناک در برابر ذهن انسان صف میکشند. با این حال در دل همین شرایط، افرادی نیز وجود داشتهاند که برای نجات بخشی از تاریخ و هویت یک سرزمین، بدون واهمه به میدان آمده و برای حفاظت از آثار فرهنگی تلاش کردهاند.
مهرکیان که سابقه حضور در عملیات نجاتبخشی آثار تاریخی در دوران هشت سال دفاع مقدس را در کارنامه دارد، در ادامه با مرور بخشی از این تجربهها گفت: در سالهای جنگ ایران و عراق، همراه با همکاران خود در اداره باستانشناسی و با راهنماییهای زندهیاد باقر آیتاللهزاده شیرازی، در خوزستان و تهران تلاش گستردهای برای حفاظت از آثار تاریخی انجام دادیم.
او افزود: در شرایطی که شهرها زیر بمباران قرار داشت، با همراهی همکارانی همچون احمد امیری، یزدان کوشانفر، غلام رستگار، عنایتالله امیرلو، میرعابدین کابلی، پوربخشنده، آرمان شیشهگر و دیگران، از میان اشیای مشابه تعدادی را انتخاب کرده و در کارتنها بستهبندی میکردیم و با خودرو از مناطق در معرض خطر خارج میکردیم. این آثار سپس در منطقه هفتتپه که محل استقرار ما بود، طبقهبندی و به مکانهای امن منتقل میشد.
او ادامه داد: در برخی موارد نیز به دلیل شرایط خاص جنگی، بخشی از آثار در داخل موزهها دفن میشد یا برای آثار غیرقابل انتقال، سنگرهای حفاظتی ایجاد میکردیم تا احتمال آسیب به حداقل برسد.
عضو انجمن ایرانشناسی اروپا با تاکید بر اینکه جنگها تنها جان انسانها را تهدید نمیکنند، بلکه دستاوردهای تمدنی بشر را نیز در معرض نابودی قرار میدهند، گفت: در بسیاری از جنگها، نمادهای فرهنگی و افتخارات تاریخی کشورها علاوه بر تخریب، بهعنوان غنیمت نیز مورد توجه قرار گرفتهاند. این در حالی است که محوطههای باستانی از حساسترین عرصههای فرهنگی کشور محسوب میشوند و نشانههای زیست و تمدن انسان را از دوره پارینهسنگی تا دوره اسلامی در خود جای دادهاند.
او با نگاهی به پیامدهای فرهنگی جنگ افزود: ویرانیهای ناشی از جنگ گاه زخمهایی بر پیکره حافظه تاریخی ملتها برجای میگذارد که ممکن است تا سالها و حتی نسلها باقی بماند. گاهی نابودی یک اثر تاریخی، بخشی از هویت فرهنگی و تاریخی یک ملت را نیز از میان میبرد و دست تاریخ را در برابر پرسشهای نسلهای آینده خالی میگذارد.
مهرکیان در ادامه به یکی از پرسشهای بنیادینی که در مواجهه با آثار تاریخی شکل میگیرد اشاره کرد و گفت: وقتی با یک اثر تاریخی مواجه میشویم، نخستین پرسشی که در ذهن شکل میگیرد این است که این هویت فرهنگی چگونه از میان فراز و نشیبهای تاریخی عبور کرده و به دست ما رسیده است؛ چه کسانی برای حفظ آن تلاش کردهاند و چه کسانی در مسیر تخریب آن گام برداشتهاند.
او تاکید کرد: اگر یک اثر تاریخی امکان سخن گفتن داشت، بیتردید از نامهای بیشماری یاد میکرد که از لحظه پیدایش تا دورههای مرمت و حفاظت، در شکلگیری و تداوم حیات آن نقش داشتهاند و بخشی از حافظه تاریخی آن را رقم زدهاند.
این باستانشناس با اشاره به تجربههای تاریخی از جنگ تحمیلی تا تحولات و درگیریهای اخیر منطقهای تصریح کرد: هرگونه تعرض به خاک یک کشور باید ما را بیش از پیش به تأمل و برنامهریزی جدی برای حفاظت از میراثفرهنگی وادار کند. لازم است تمامی ظرفیتها و ملزومات برای صیانت از این میراث ارزشمند در شرایط بحران فراهم شود.
مهرکیان در پایان با اشاره به تجربه برخی موزههای بزرگ جهان در مدیریت بحران گفت: الگوگیری از تجربههای موفق بینالمللی میتواند در این مسیر راهگشا باشد؛ برای نمونه موزه لوور سازوکارهایی برای مقابله با خطر سیلاب طراحی کرده و موزه بریتانیا نیز امکان انتقال سریع اشیای موزهای در شرایط اضطراری از طریق شبکه مترو را فراهم کرده است. چنین تجربههایی میتواند در تقویت نظام حفاظت از میراثفرهنگی در شرایط بحران مورد توجه قرار گیرد.
انتهای پیام/
نظر شما